ز یزدان و از ما بر آن کس درود / که تارش خرد باشد و داد پود
مرگ تدریجی ما آغاز خواهد شد، اگر مطالعه نکنیم.
«وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَالدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِيْ وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ » بقره 186
« هنگامي كه بندگانم از تو دربارة من بپرسند (كه من به ايشان نزديكم يا دور) پس من نزديكم و دعاي دعاكننده را هنگامي كه مرا بخواند، پاسخ ميگويم (و نياز او را برآورده ميسازم) پس آنان هم دعوت مرا (كه طاعت و بندگي است) بپذيرند و به من ايمان بياورند تا اين كه به رشد و هدايت دست يابند. »
تو به راه من بنه گامی تمام تا منت نزدیک آیم بیست گام
بهر این آوردمان یزدان برون ما خلقت الانس الا یعبدون
نکته بسیار مهم : هر وقت از پیامبرص درباره چیزی سئوال میشد خداوند میفرمود (قل) یعنی تو به آنها بگو ای پیامبر، اما وقتی درباره خود خداوند سئوال میشود (قل) را در میان نمی آورد و مستقیما خودش پاسخ میدهد. وقتی که به ارتباط خالق و مخلوق و به دعا و اجابت دعا میرسیم حتی پیامبر هم در میان نمی ماند و همه واسطه ها برچیده میشود و اتصال بنده به خالق مسقیماً از او و برای اوست.
جمله قرآن هست در قطع سبب عز درویش و عتاب بولهب
يسْأَلُونَكَ مَاذَا ينْفِقُونَ قُلْ...(البقرة/215)
يسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ ...(البقرة/189)
يسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيسِرِ قُلْ ...(البقرة/219)
يسْأَلُونَكَ عَنِ الْيتَامَى قُلْ ...(البقرة/220)
يسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ ...(الإسراء/85)
يسْأَلُونَكَ عَنِ الْجِبَالِ فَقُلْ...(طه/105)
يسْأَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ...(الأحزاب/63)
يسْأَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَينِ قُلْ...(الکهف/83)
برای دیدن ادامه هر مطلب روی گزینه ادامه مطلب در زیر آن کلیک کنید ![]()
حقیقت انسان ؟ - حقیقت زندگی ؟
بشنوید ای دوستان این داستان
خود حقیقت، نقد حال ماست آن
صاحب این قلم سالها به مطالعه و تفکر در احوال انسان و جهان پرداخته است و امروز در حالی دست به قلم میبرد که بر این باور است: تمام بدبختیها و مشکلات بشر از ندانستن و فراموش کردن حقیقت آفرینش انسان و حقیقت حیات وی است و این نادانی به علت بی دینی و بی دینی به دلیل دوری از قرآن است. چون حقیقت آفرینش انسان و زندگی وی را باید تنها از خالق و آفریننده وی پرسید(وحی) و تنها وحی باقی مانده در جهان که از تحریف در امان مانده و باطل در آن راه نیافته، قرآن است(فصلت42). تنها در سایه قرآن است که انسان می آموزد از کجا به این دنیا آمده؟ برای چه آمده؟ چگونه باید زندگی کند؟ و بعد از دنیا به کجا میرود؟ انسان دوست دارد زندگانی جاودانه داشته باشد و از مرگ و نیستی بیزار است و چون فطرتاٌ حقیقت جوست بدنبال یافتن حقیقت زندگی جاویدان است، اما این حقیقت چیست و کجاست؟
از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود / به کجا می روم، آخر ننمایی وطنم
همه ما این سئوالات را بارها از خود پرسیده ایم که چه کسی مرا بدینجا آورده است و ناخدای این کشتی حیات کیست؟ این همه رنج و سختی در دنیا برای چیست؟ بعد از عبور از دروازه مرگ چه چیزی در انتظار ماست؟ خوشبختی کجاست؟ آرامش واقعی و کامل در گرو چیست؟ انسان، زمین، آسمان و ستارگان زیبایش با این رازهای شگفت انگیز، رو به کدامین قرارگاه و مقصد در حرکتند؟ این نظم عجیب و پر رمز و راز، طلوع و غروب خورشید همه روزه و پی در پی و آمدن شب و روز در دقیق ترین لحظات، بدون هیچ گونه تأخیر و بی انضباطی، رویش و ریزش حیات زمینی با دقیق ترین چرخه های زندگی، تصادف است یا حکمت و مدیریت؟ اینها سئوالاتی است که ذهن تمام اندیشمندان و فلاسفه را به خود مشغول کرده و دو گونه به آن جواب داده اند. اول جواب پیامبران و اندیشمندان
مطالعه ؛ چرا و چگونه ؟
اهمیت مطالعه و راه های تشویق به آن
کتابی کوچک اما بزرگ و پر محتوا
به اهتمام : قباد کاکاخانی
* زمانی که ( به پای حساب سوق داده می شوند و در آنجا حاضر ) می آیند ( خداوند توبیخ کنان به آنها ) می گوید : آیا آیات مرا تکذیب کرده اید ، بدون آنکه ( تحقیق و مطالعه نموده و ) کاملاً از آن آگاهی پیدا کرده باشید؟! اصلاً ( شما در دنیا ) چه کار می کرده اید ؟ ( مگر بیهوده آفریده شده بودید؟ ) . « سوره نمل آیه 84 »
* شعار روز جهانی کتاب : دنیا از آن کسانی است که مطالعه می کنند.
پیش گفتار
تعطیلات تابستانی است ، اما جوانان و نوجواناني که از کتاب براي غنيسازي اوقات فراغت بهره ميبرند، خیلی کم هستند. و من به عنوان یک کتابفروش به شدت به این موضوع اعتراض دارم و اصلاً به آن راضی نمی باشم. دست به قلم بردن و پرداختن این سطور پاسخی به این مهّم است.
و خدا را بر این قلم و آنچه می نویسد شاهد می گیرم که از سر دلسوزی نوشته ام و
من نا خوانده دفتر که طفل مکتب عشقم
جهان جسم موجی از جهان روح می بینم
اصالت نیست در ماده.
بشنويد اي دوستان اين داستان
خود حقيقت نقد حال ماست آن
انسان تنها این جسم نیست و اصالت انسان روان اوست. روان انسان، همچون جسم، نیاز به غذا دارد. قوت و غذای اصلی انسان نور است! اگر از این غذا تناول نکند، رنجور و بیمار میشود :
قوت اصلی را فرامُش کرده است روی در قوت مرض آورده است
قوت اصلی بشر نور خداست قوت حیوانی مر او را ناسزاست
ما امروز قوت اصلی یعنی قوت روح و روان را فراموش کرده ایم و به قوت مرض یعنی خوراک چسبیده ایم، باید از این غذا برید، از این یاوهاندیشیها دست کشید :
من سر نخورم که سر گران است پاچه نخورم که استخوان است
بریان نخورم كه هم زیان است من نور خورم که قوت جان است
نور چیست :
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ : الله نور آسمانها و زمین است. سوره نور آیه 35
نور کجاست :
فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ : اگر در جستجوی این نور پرفروغ هستید، آنرا در خانه هایی بجویید که خداوند اجازه داده است برافراشته شوند و در آنها نام خدا برده شود. نور/36
نور نصیب کیست :
رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ : مردانى كه نه تجارت و نه داد و ستدى آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات به خود مشغول نمىدارد و از روزى كه دلها و ديدهها در آن زيرورو مىشود مىهراسند. نور/37
باید بدانی که تا معده خالی نباشد دل صاف نمی شود : اندرون از طعام خالی دار، تا در او نور معرفت بینی، پیامبر می فرماید : معده پر دشمن خداست چون انسان را از عبادات باز می دارد و مي فرمايد معده پر خانه تمام دردهاست و گرسنگی درمان همه آنهاست. منبع همه فسادها و همه شهوتها معده است و آدم را از بهشت به خاطر شهوت شکم بیرون کردند. و می فرماید وجود انسان همچون نی است که اگر درونش تهی شود، آنگاه صدایش در میآید.
بشنو از نی چون حکایت می کند وز جدایی ها شکایت می کند
و می فرماید دو چیز دل را فاسد می کند زیاد خوردن و زیاد خوابیدن و می فرماید هر کس در این جهان سیرتر باشد در آن جهان گرسنه تر است و هر کس در این جهان گرسنه تر باشد در آن جهان سیرتر است و می فرماید کسی که گوشه ای از شکمش خالی باشد هیچ وقت به پزشک محتاج نمی شود.
بعضی وقت ها فکر می کنیم چون
خیلی گرفتاریم به خدا نمی رسیم،
اما حقیقت این است که چون به خدا
نمی رسیم، خیلی گرفتاریم.
آری ! آرامش نبودن جدال نیست، تجربه ی حضور خداست.
بیـاموزمت کیمیـای سعـادت ز همصحبت بد جدایی جـدایی
مرا گر تو بگذاری ای نفس طامع بسی پادشاهی کنم در این گدایی
من آموخته ام که وقتی کسی چیز ناخوشـایندی دربارۀ من می گوید، من باید به گونه ای زندگی کنم که هیچ کس آنرا باور نکند.
من آموخته ام که باید حلاوت و شیرینی ایمان در رفتار و اخلاق من چنان نمایان باشد که دیگران به وجود آئینی که چنین افرادی را در دامن خود می پروراند، مباهات کنند.
من آموخته ام که جذابیت، برخورداری از رفتاری مثبت، همدلی و همیاری با دیگران است و کاری به جراحی پلاستیک صورت و بینی ندارد.
من آموخته ام که آدمی علم می آموزد تا نقایص عملی و رفتاری خود را رفع کند، در غیر این صورت چه حاجت به تیز کردن شمشیر علم است. تکیه بر محفوظات و معلومات زیاد منهای عمل، غرور و فریب نفس است و عین نادانیست و این همان ام الامراض ماست!
من آموخته ام که هر وقت خشمگین بودم بدترین تصمیمات را گرفتم.
من آموخته ام که انسان باید عزیزان و دوستان خود را با کلماتی مهر آمیز و سرشار از عشق و عطوفت ترک کند زیرا ممکن است این آخرین باری باشد که آنها را می بیند.
و در نهایت من آموخته ام که هنوز چیزهای زیادی هست که باید بیاموزم...!
لذت از اندرون باشد نز برون
یکی از مولفه های مهم و حیاتی برای داشتن زندگی بهتر، وجود آرامش است. آرامش گوهری است که بدون آن ، زندگی انسان جهنم می شود؛ به طوری که ذره ذره هستی آدمی را اضطراب و تشویش در بر می گیرد.
در روزگار ما، این مولفه مهم زندگی انسانی دستخوش بحران و تلاطم شده است و افراد سعی می کنند از راههای مختلفی (درست و نادرست) آن را به دست آورند. امروزه زیاد می شنویم که شبه عرفان های متعددی مدعی اند که می توانند به افراد آرامش ببخشند و حتی عده زیادی هم جذب آنها می شوند. همین گرایش ها نشانه آشکاری است از نبود آرامش در میان انسان های این عصر و زمانه.
یکی از دلایلی که مولوی برای این ناآرامی ذکر می کند، داشتن تعلقات است.
بسی افراد برآنند که آرامش نتیجه عوامل بیرونی است ، بنابراین مشغول جمع آوری و تهیه وسایل و لوازم مختلف می شوند تا بتوانند به گونه ای موفق به کسب آرامش شوند.
اما اینها نه تنها باعث حصول آرامش نمی شود، بلکه موجب گرفتاری و دغدغه بیشتر آدمی می شود. از نظر مولوی ، آرامش واقعی در گرو کم کردن تعلقات است ، آدمی باید بتواند هر چه را که موجب تعلق خاطر می شود، از خود دور کند. در واقع تعلقات همانند تیغ هایی هستند که بر روح و جان آدمی چنگ می زنند و زخم سنگینی بر دل و جان می نشانند. در جهان امروز عمدتا مخالف این آموزه رفتار می شود.
فناوری های جدید همانند ماهواره ، رایانه ، اینترنت ، تلفن همراه و... تا جایی که امکان جدیدی جهت زندگی بهتر در اختیار افراد قرار می دهد پسندیده است ، اما همین که تبدیل به اشتغال بیهوده و از بین رفتن فرصت برای فکر کردن پیرامون خود را از انسان سلب کند باید دور شود، در غیر این صورت به قول مولوی ، همانند آبی است که به جای آن که در زیر کشتی باشد و باعث نجات کشتی شود، به درون کشتی می رود و موجب هلاکت آن می شود.
مال را کز بهر دین باشی حمول نعم مال صالح خواندش رسول
آب در کشتی ، هلاک کشتی است آب اندر زیرکشتی ، پشتی است
مولانا سرچشمه خوشی و ناخوشی ها را درونی می شمارد نه بیرونی ، او می گوید منبع جمیع خوشی ها، دل و ضمیر آدمی است و این ضمیر اوست که سایه و آثارش را بر اشیاء و امور خارجی می اندازد و باعث مطلوبیت آنها می شود؛ اما آدمی از سر جهل و نابخردی ، ابزار خوشی را با سرچشمه خوشی درهم می آمیزد و در نتیجه ابزار خوشی را منشائ خوشی می پندارد. او در تبیین این قضیه ، شخصی گرسنه را مثال می آورد که ساده ترین غذا، بیشترین لذت را برای او به بار می آورد و چون سیر شد، رنگین ترین غذاها در نظر او لذت نمی آفریند و چه بسا نفرت هم برانگیزد. پس اصل لذت در اندرون ماست و سایه آن بر موجودات خارجی می افتد و کشش بدان سوی پدید می آید. هر گاه آدمی به این حقیقت واقف نباشد، اصل و فرع را در هم می آمیزد و به بیراهه می رود.
راه لذت از درون دان ، نه از برون ابلهی دان جستن قصر و حصون
آن یکی در کنج مسجد، مست و شاد وان دگر در باغ ، ترش و بی مراد
شاهراه باغ جانها شرع اوست باغ و بستان های عالم ، فرع اوست
ما عموما فکر می کنیم اگر شخص مجهز به همه امکانات زندگی باشد، دارای آرامش است. البته این امکانات نقش دارند ولی نه آن گونه که بتوانند آرامش واقعی را برای ما فراهم کنند. نمونه اش زندگی انسانهای امروزی است که در این عصر از بهترین امکانات رفاهی برخوردارند ولی درون آنها پر است از اضطراب و ناراحتی و خوددرگیری ، به گونه ای که حتی حاضر می شوند برای رهایی از وضع آشفته خود، دست به خودکشی بزنند.
در مقابل این گروه (که کم هم نیستند)، در طول تاریخ انسان هایی را می بینیم که با انواع سختی ها و مشکلات مادی روبه رو بودند؛ اما درونی آسوده و آرام داشتند و نه تنها آن سختی ها را منشائ خیر می دانستند، بلکه شکرگزار خداوند هم بودند چرا که سختی ها و مشکلات زندگی را وسیله آزمایش و امتحان خداوندی می دانستند و برای عبور موفق از مصائب ، به خداوند توکل می کردند. بنابر دیدگاه قرآنی تنها با یاد خدا دلها آرام می گیرد. در عرفان اسلامی و در نگره مولوی که تربیت یافته مکتب قرآنی است ، انسان برای این که بتواند به یاد خداوند باشد، باید در مرحله اول تعلقات را از خود دور کند، به تعبیر لطیفتر و ظریفتر باید دلبستگی به تعلقات را در خود زایل کند. پیداست هر قدر بندهای تعلقات را پاره کند، بیشتر به خداوند نزدیک می شود و بالطبع به آرامش بیشتری می رسد.
نمـاز در قـرآن و کـلام خـالق انسـان و هسـتی
(لطفاً در آیات زیر اندکی تأمل و تفکر کنید )
کسانی که نماز را تباه کردند(به تأخیر انداختند یا با تنبلی و کسالت خواندند، روزی خواندند و دو روز نخواندند)یا بکلی ترک نمودند و از آرزوها و سخنان و شهوات و اشتهای خود پیروی کردند(و به قولی رفتن به مساجد را تعطیل و پایبند منفعت سراها و بازار و کشاورزی و دکان و غیره شدند) بزودی سزای گمراهی خود را خواهند یافت(سوره مریم آیه59)* از مجرمان پرسیده شود چه چیزی شما را به دوزخ کشانید، میگویند ما از نمازگزاران نبودیم(مدثر43)* هرکس از ذکر خدا (نماز) رو بگرداند زندگی اش سخت و تنگ خواهد شد و روز قیامت نابینا محشور خواهد شد(طه131و124)* آنهایی که از عبادت الله (گزاردن نماز) سرپیچی کنند بزودی و با ذلت به دوزخ انداخته میشوند(غافر60)* و هركس چشمش را بر آیات خدا ببندد در آخرت نابينا و گنگ و کر برمیخیزد (اسراء79و78و72)* کسی که نماز را بجا نیاورد کارهای خیرش قبول نمیشود(توبه54)* کسی که نماز را بجا بیاورد کارهای خیرش قبول میشود(بقره110)* بدبخت ترین انسان کسی است که نماز نمیخواند(اعلی11و15)* تنها کافران و نادانان نماز را مسخره میکنند(مائده58)* وای بر کافران که چون گفته شود رکوع کنید رکوع نمیکنند(مرسلات48)* در روز قیامت به کافران میگویند سجده کنید اما نمیتوانند خم شوند به سزای آنکه در دنیا تندرست بودند و سجده نمی بردند(قلم42و43)* سعی و تلاش نمازنگزار سودی به او نمیرساند(غاشیه3)
دعوت حق نشنوی وانگه دعاها میکنی شرمت باد ای برادر زین دعای بی نماز
همیشه و پیوسته در ادای نماز بکوشید وآنرا کامل انجام دهید(پیاده یاسواره،در سفر یا غیرسفر، در جنگ یا صلح،در شرایط ترس یا امنیت) و هیچگاه آنرا ترک نکنید مخصوصاً نماز عصر را (بقره238و239)* ای کسانی که ایمان آورده اید رکوع کنید و سجده ببرید(حج77)* تا لحظه مرگ خدایت راعبادت کن وازسجده کنندگان باش(حجر99)* بندگان خداکسانی اندکه هیچ تجارتی آنها را از نمازگزاردن باز نمیدارد(نور37)* بیگمان رستگار شد آنکس خدا را با نمازش یادکرد(اعلی15)* جن وانس رابرای عبادت آفریدند(ذاریات56)* نماز یاد خداست و یاد خدا مایه آرامش دلها(رعد28)* نماز بزرگترین عبادت است و توجه به نماز راستین نمازگزار را از گناهان وزشتیها بازمیدارد(عنکبوت45)* اما ترک و ضایع کردن نماز موجب فساد و غرق شدن در شهوات و گمراهی انسان میشود(مریم59)*
باد خشم و شهوت و حرص و آز برد او را که نبود اهل نماز
به اقامه نماز بپردازید و به خوبی آنرا انجام دهید براستی نماز بر مؤمنان فرض و دارای اوقات معین است(نساء103)* با آنان بجنگید تا زمانی که توبه کنند و نماز را برپادارند(توبه5)* اگر واقعاً خدا را میپرستید پس سپاسش را به جا آورید(بقره172)* نماز گناهان را پاک میکند چون نماز یک توبۀ عملی از گناهان گذشته است و انسان را از فکر گناهانش که روح و روانش را آزار میدهد رها میسازد و باعث بهداشت روان و سلامت روح میشود چون به گناهکار امید میدهد(هود114)* شیطان میخواهد انسان را از نمازبازدارد(مائده91)
آفرین بر دل نرم تو که از بهر رضای حق کشته ای شیطان وجود و به نماز آمده ای
خداوند برای هر امتی پیامبری فرستاد تا مردم را به سوی عبادت خدا دعوت کنن(نحل36)* ابراهیم گفت خداوندا مرا و فرزندان مرا از نمازگزاران قرار ده(ابرهیم40)* و اسحاق و یعقوب را به نماز فرمان داد(انبیاء73)* و اسماعیل خاندان خود را به نماز امر میکرد(مریم55)*و در اولین ساعات پیامبری موسی را به اقامه نماز دستور میدهد(طه14)* لقمان فرزندش را به خواندن نماز دستور میدهد(لقمان17)*حضرت شعیب نماز را بر پا میدارد(هود87)* و عیسی در گهواره میگوید پروردگارم مرا فرموده تا زنده ام نماز را بر پا دارم(مریم31)* و از بنی اسرائیل پیمان گرفت نماز بخوانند(بقره83)*ومحمدص را فرمود امت خود را به نماز فرمان ده و خود در آن پیشرو باش(طه132)* مسلمان باید کسان خود را به نماز فرمان دهد و خود در آن شکیبا باشد(طه132)* مؤمنين راستين درهيچ موقعيتي نماز را ترک نميکنند(حج:41)* اي کساني که ايمان آوردهايدهنگامي که براي نماز اذان گفته شود به سوي ذکر خدا بشتابيد و خريد و فروش را رها کنيد که اين براي شما بهتر است اگر ميدانستيد(جمعه9) { چون هنگام نماز جماعت رسید / سوی مسجد زود می باید دوید} * مسلمان بایستی نماز را برپادارد(حج78)* نماز در بزرگترين و کوچکترين سوره آمده است(بقره3وکوثر2) نماز تشکر از ولي نعمت (بقره21) * نماز نشانۀ ايمان به معاد است (انعام92)* نماز نشانه دينداری واقعی است(بينه5)* باید از نماز ياري خواست (بقره153)* نماز شرط برادری و اخوت است(توبه11)* قرآن به کسانی که نماز را با کسالت میخوانند هشدار نابودی و زیانکاری میدهد(ماعون5)*منافقان هنگامي که به نماز برميخيزند با کسالت برميخيزن(نساء142)* نماز درمان انسان کم طاقت و بیقرار و عجول و خسیس است(معارج19و22)* نماز اولین نشانه مؤمنان رستگار است(مؤمنون2)* نماز مرز بین مؤمنان و کافران (مؤمنون1و117)* نماز یا صله در لغت یعنی چیزی که انسان را به خالق خویش متصل می گرداند و او را به رحمت پروردگارش نزدیک می سازد. قرآن همواره واژه نماز را مخصوص به اقامه داشته است یعنی منظور فقط شکل ظاهری و خواندن آن نیست بلکه حقوق و شروط آن یعنی بدور از فحشا و منکر باشد و آثارش در چهره و شخصیت و زندگی فردی و اجتماعی شما دیده شود :
گفتی که من شب و روز مرد نمازکارم چون نیست ای برادر کردار تو نمازی
( آری، نمازگزاری که اخلاق و گفتارش نمازی نیست نمازش قالبی بی روح و پوستی خالی از مغز وکرم خورده است )
پیامبرص فرمود نماز ستون دین و معراج مومن و کلید بهشت است و اولین عبادتی است که خداوند بر بندگانش واجب فرمود پس هرکس نماز را ضایع کند قطعاً در ضایع کردن دیگر امور گستاخ تر خواهد بود. و فرمود نماز اولین چیزی است که در قیامت پرسیده میشود اگرکار آن درست باشد بقیه کارها نیز درست است و اگرکار آن تباه گردد بقیه کارها نیز تباه میگردد.وفرمود آنچه ما را از کافران جدا میکند، نماز است.وفرمود دینی که درآن نماز نباشد دارای هیچ خیر و نیکی ای نیست. و آخرین وصیتش سفارش درباره نماز و زنان و زیردستان بود. و فرمود هرگاه فرزندانتان به سن هفت سالگی رسیدند آنان را به نماز خواندن و یادگیری قرآن دستور دهید و هرگاه به سن ده سالگی رسیدند و نماز نخواندند آنان را تنبیه کنید تا نماز بگزارند و در آن سن رختخواب آنها را از هم جدا کنید.
چه روزها به شب رفت در هوی و هوس شبی به روز کن آخر در شکر و نماز
و فرمود: نمازهای پنج گانه و جمعه تا جمعه، کفاره گناهان کوچکی است که در میان شان واقع می شود تا زمانی که گناه کبیره انجام نشود. و فرمود: هر کس که بر نماز گزاردن مداومت داشته باشد و همیشه بموقع آنرا بخواند، نماز برای او در روز قیامت چراغ راه و دلیل رستگاری است. و کسی که بر نماز مداومت نداشته باشد، برایش نور و رستگاری نیست و روز قیامت با فرعون و قارون و هامان (رهبران کفر) خواهد بود.
گر نماز از وقت خود رفتی ترا جهان تو شود تاریک و بی نور و صفا
و فرمود نماز هیچوقت تعطیل نمیشود اگر ایستاده نتواند باید نشسته بخواند و اگر باز نتواند دراز کشیده و با اشاره چشم و ابرو بخواند(پس وای به حال کسانی که درحال تندرستی هم نماز نمیخوانند) و فرمود هرکس نماز عصر را ترک کند باعث نابودی اعمالش میشود(وقتی ترک یک نماز باعث از بین رفتن اعمال شود پس مجازات کسی که همه نمازها را ترک کرده چگونه است؟)* و اصحاب پیامبرص هیچ عملی را موجب کافر شدن نمیدانستند مگر ترک نماز را. و بسیاری حتی گفته اند بر دینداران واجب است با اشخاص بی نماز پس از نصیحت آنها و امر به معروف، قطع رابطه و ترک معاشرت کنند و دعوتشان را قبول نکنند و دختر را به همسری بی نماز ندهند چون امین دختر نخواهد بود و نباید به کار گمارده شوند چون کسی که حقوق پروردگاری را که خالق و رزاق اوست تباه گرداند حقوق بندگان را به مراتب بیشتر تباه خواهد کرد. باید بدانی مردم در زمان جاهلیت برای اله ها یا خدایان متعدد خود سجده میبردند و دعا و نیایش و طلب کمک میکردند و قربانی و نذر و سوگند و غیره را برای اله خود انجام میدادند، سپس اسلام کلمه توحید «لا اله الا الله» را آورد یعنی سجده و دعا و نیایش و درخواست کمک و قربانی و نذر و سوگند و همه امور عبادی باید به سوی « الله» برگردد و فقط برای او انجام شود. بنابراین اولین معنی لا اله الا الله نماز و سجود و اظهار بندگی همیشگی فقط برای «الله» است و این نماز بزرگترین گواهی بر وجود اعتقاد و نور درونی تو است.
این نماز و روزه و حج و جهاد خود گواهی دادنست از اعتقاد
عمر عزیز رفت به پایان چه میکنی/ خود را اسیر و بنده شیطان چه میکنی/ فرمان پنج نماز حق را مقصری/ روز جزا و نوبت قیامت چه میکنی
بیا که حرص دل و شهوت دیده و دزد سینه را بکشیم/ بسیار در خانه نشستیم و بطالت کردیم/ بیا به مسجد رویم و از سر نیاز نمازی بخوانیم
« می توانید این برگه را دراتاق فرزندانتان بزنیدتا همواره نگاهشان به آن باشدیا از آنها بخواهید این آیات را حفظ کنند»
عمر عزیز رفت به پایان چه میکنی/خود را اسیر و بنده شیطان چه میکنی/فرمان پنج نماز حق را مقصری/روز جزا و نوبت قیامت چه میکنی
مقاله کامل نماز را در وب سایت ما ببینید: www.tahaketab.blogfa.com کرمانشاه،دولت آباد، روبروی مسجدمحمّدمصطفی (ص) 09188309845
خواننده گرامی، تبلیغات دراسلام خیلی آسان است. شماهم می توانید با کپی کردن ورساندن این برگه به دیگران مبلغ دین ودعوتگر به سوی خداوندبزرگ باشید.
زین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود وارهد از حد جهان بی حد و اندازه شود
(مولوی)
هر کاری آداب و روشهایی دارد که اگر با رعایت این آداب و روشها انجام شود مطلوب تر ، پسندیده تر و دل نشین تر خواهد شد. دینداری نیز از این مسئله مستثنی نیست و یک دینداری خداپسندانه نیازمند یک دین شناسی درست و صحیح است. روش صحیح دینداری خداپسندانه را باید از کتابهای آسمانی و پیامهای الهی دریافت نمود. در میان کتابهای آسمانی نیز تنها پیام الهی که از تحریف و خاک آلودگی در امان مانده ، قرآن است. و شاهد بر این مدعای ما همین بس که در سایر کتب آسمانی پیامبران و شخصیتها بیشتر از خداوند در متن هستند اما در قرآن می بینیم که این خداوند است که در متن است نه پیامبرش.
و اما بعد، باید بدانیم که قرآن قبل از اینکه کتاب فقه و یکسری باید و نباید های فقهی به معنای مصطلح امروزی باشد ، یک کتاب مشتمل بر هستی شناسی و جهان بینی و نعمت شناسی است. روش قرآن در دعوت بندگان به دینداری و بندگی ، پیش نیازی دارد و آن پیش نیاز معرفت و شناخت همه جانبه نسبت به خالقیت خداوند در عرصه هستی است. سیزده سال از بیست و پنج سال دعوت پیامبر اسلام به این مهم توجه داشته است یعنی بیشتر از نیمی از عمر بعثت ایشان.
آری ! قرآن می خواهد مردم ابتدا از طریق جهان بینی، هستی شناسی و انسان شناسی به خداشناسی و بندگی خداوند برسند، نه ایدئولوژی و باید و نبایدهای فقهی، قرآن از اعتقادات به شکل مفصل بحث می کند تا دلها و فکرها را از عقاید کهنه ، خرافات و افکار باطل پاکسازی کرده و به فکرها و قلبها بینش صحیح الهی-جهانی (نه قومی- منطقه ای) ببخشد. اما از احکام فقهی به شکل اجمالی و کلی بحث فرموده است.
به محورهای پنج گانه قرآن توجه کنید : 1- شناخت خداوند 2- شناخت چگونگی آفرینش انسان و هدف از آن3- شناخت نعمتهای خدا و فضل او بر بندگان4- شناخت انسان و جایگاه او در نظام خلقت5- اصلاح زندگی بشر از طریق قانونگذاری. ببینید چهار محور اول بر خداشناسی ، جهان بینی ، هستی شناسی و انسان شناسی قرار گرفته است.
در سیزده سال اول دعوت پیامبر در مکه حتی یک حکم فقهی نیامده است و سوره های
هيچ كس چيزي سراغ ندارد كه خود بخود به وجود آمده باشد. بدون شك براي هر چيز بزرگ و كوچكي، خالقي هست. از اينرو چگونه ممكن است جهان هستي با اين وسعت و عظمت و نظم حيرت انگيز و هدفمند، خالقي نداشته باشد؟
قانون دوم ترموديناميك و اصل آنتروپي ثابت كرده اند كه كائنات ازلي نبوده و سرآغازي دارد كه ما مي توانيم آنرا « پيدايش در وقت معين » توسط پروردگار عالم بناميم.
دانشمندان علوم نجوم تصريح مي كنند كه كهكشانها و اجرام آسماني همواره در حال گسترش و فاصله گرفتن از يكديگر مي باشند. اين زماني توجيه پذير است كه بپذيريم كائنات سرآغازي دارد و ازلی نیست.
ستاره شناسان مي گويند ممكن است تعداد ستارگان آسمان با تمام ماسه هاي سواحل درياها برابر باشند كه بسياري از آنها چندين برابر زمين هستند. خورشيد يكي از آنهاست كه
بی دینی افیون توده هاست
این عقیده که دین فریب است بر تمام تعهدات و مسئولیتهایی که انسانها در قبال خود و محیط اطراف خود دارند و مایه و زیربنای نظم و امنیت جامعه هستند، دست ردّ می گذارد. انسان یک موجود سودجو با رفتارهای غیرقابل پیش بینی است و مدیریت انسان بسیار پیچیده و دشوار است. از این نظر هیچ قانون و قراردادی به تنهایی نمی تواند انسان را کنترل کند و ترس از مجازات دنیوی نمی تواند جلوی جنایات او را بگیرد. چون قوانین کیفری و جزائی به تنهایی نمی توانند دروغ، رشوه، و استفاده غیرمشروع از اختیارات و... را ریشه کن کنند. بلکه فقط انگیزه های درونی می تواند از ارتکاب جرائم جلوگیری کند.
این واقعیت برای بشر امروز یک امر یقینی و مسلم شده است که انسان تا به تعهد درونی و خدایی نرسد و خود نخواهد هیچ قانونی نمی تواند جلوی خودخواهی او را بگیرد. و این تعهد فردی فقط در اعتقاد به آخرت و ثواب و عقاب اخروی وجود دارد که هر شخصی پرهیز از هرگونه خیانت را وظیفه خود بداند. و این وظیفه برای همه طبقات جامعه در هر مقام و جایگاهی یکسان است. عدم اعتقاد به آخرت، باعث می شود تا برای انجام کار خوب هیچ انگیزه و محرکی باقی نماند و بقا و نظم و امنیت اجتماعی ناممکن شود. فرهنگ غالب دنیای معاصر بر بی دینی و الحاد شکل گرفت و سالها دین را از جامعه بیرون

مبارک باد آمد ماه روزه رهت خوش باد ای همراه روزه
چو یوسف ملک مصر عشق گیرد هر آنکس صبر کند در چاه روزه
رمضان قطعه ای از بهشت خداوند در جهنم سوزان مادیست و روزه از جمله عباداتی است که برای لطافت روح، سلامت جسم، تقویت اراده و تعدیل غرایز بر انسان واجب شده تا به خاطر آن همه نعمتها که خدا به او بخشیده شکر گزاری کند. انسان در این ماه مبارک ثابت می کند که مثل حیوان در بند اصطبل و علف نیست و می تواند بر هوسها و شهوات و اشتهایش غالب شود. وحشی ترین حیوان نفس سرکش انسان است و جنایاتی می کند که هیچ درنده ای نمی کند و روزه درمان این سرکشی است! خداوند در آیه 10 سوره زمر میفرماید:« انما يوفي الصبرون اجرهم بغيرحساب» بنده من طعام و شراب و شهوت خویش برای من بگذاشت پس...
در حقیقت یک سوم آنچه که ما میخوریم برای ادامه زندگی کافیست، دو سوم بقیه برای گذران زندگی پزشکان و داروسازان است.
برای دیدن ادامه هر مطلب روی گزینه ادامه مطلب در زیر آن کلیک کنید ![]()
زیبایی ظاهری دیری نمی پاید چون که مادی است اما خود واقعی تو همیشه پایدار است چون که روح جاودان است، پس چرا زمان بیشتری را به زیبایی درونت اختصاص نمی دهی! اگر بیش از حد در زندگی مادی غرق شوی دیگر چگونه میتوانی حرفهای خدا را بشنوی.
صورت زیبای ظاهر هیچ نیست گر توانی سیرت زیبا بیار
زبان آمد ازبهر شکرو سپاس به غیبت نگرداندش حق شناس
گذرگاه قرآن و پند است گوش به بهتان و باطل شنیدن مکوش
دو چشم از پی صُنع باری نکوست ز عیب برادر فرو گیر و دوست
بدان که خداوند کسی را دوست دارد و عزیز می گرداند که او نیز فرمان خدا را دوست بدارد و عزیز شمارد،(بقره 152)
از ادب پر نور گشتست این فلک
وز ادب معصوم و پاک آمد مَلک
هر که را روی خوش و خوی نکوست
زنده و مرده من عاشق اوست
انسان قبل از هر چيز يك موجود اجتماعي است و زندگي اجتماعي مي طلبد كه ما آداب معاشرت با ديگران را بدانيم، دنيا چون مسافرخانه ايست كه همه در آن مسافر و رهگذريم و چون مقصد ما يكيست بنابراين همه با هم برابريم پس بايد بين مسافران دوستي و اتحاد و همكاري باشد و از ياري و نصيحت يكديگر دريغ نكنند و به حقوق همديگر احترام بگذارند تا سفري سالم داشته و از همسفري با يكديگر لذت ببرند ( وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ : يكديگر را بر نيكوكاري و پرهيزگاري ياري دهيد، و يكديگر را به گناهكاري و ستم بر ديگران يار مباشيد - سوره مائده آيه ۲) پس مسلمان بايد در تمام زمينه ها اسلام را رعايت كند در هنگام كار، استراحت، خوردن و خوابيدن، راه رفتن، صحبت كردن و .... از ديدگاه اسلام وقت خاصي عبادت كردن و بقيه روز را چون يك وحشي به سر بردن بيهوده است، بنابراين توصيه به رعايت آداب اسلامي در خلال تمام فعاليتهاي روزمره دارد.
دولت طلبي سبب نگه دار با خلق خدا ادب نگه دار
زن و مرد ای حکیم دانی چیست
یکیست کشتی و آن دیگریست کشتیبان
چو ناخداست خردمند و کشتیش محکم
دگر چه باک زامواج و ورطه و طوفان
اول از همه باید بدانی اگر شهوت را در وجود انسان آفریده اند برای این آفریده اند که انسانها متقاضی ازدواج باشند تا راهروان راه دین بدنیا بیایند و نسلی که باید راه دین را ادامه بدهند قطع نشود. چرا که خداوند می فرماید همه خلایق از جن و انس را برای راه دین آفریدم تا مرا بندگی کنند و بپرستند. پس ثواب کسی که بتواند بنده ای به بندگان خدا اضافه کند خیلی بزرگ است، برای همین است که حق پدر و مادر و حق استاد بزرگ است چرا که پدر و مادر سبب وجود آدمند و استاد سبب شناخت راه...
در انتخاب همسر دنبال کسی باشید که در راه دین یار و یاور شما باشد
و شما را به خدا نزدیکتر کند.
این قضیه در انتخاب دوستان نیز صادق است.
مرگ تدریجی ما آغاز خواهد شد اگر مطالعه نکنیم.
مطالعه، مکالمه با نجیبترین اشخاص قرون است.
به کتاب روی آورید و هیچگاه به آسایش و تنآسایی خو مگیرید که
آسودن تشبیه به مردگان است، نه عادت زندگان.
دعا و آداب دعا کردن
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است
بدین راه و روش میرو که با دلدار پیوندی
نقش دعا در پيروزيهاي مردان حقيقت جو از جهاتي برجستهتر بوده است. واقعيتي است كه هر گاه در برابر زنجيرهاي ناشكستني و دروازههاي بسته مواجه ميشدند، با شمشير دعا آنها را درهم شكسته و راهشان را به جلو باز ميكردند. امروز ما كه خود را در برابر برخي دروازههاي بسته احساس ميكنيم، چه بجاست تا اين شمشير گمگشتة خود را باز يافته و از نيامش بكشيم و آن گاه شاهد اثرآفريني آن باشيم.
از هر کرانه تیر دعا کرده ام روان باشد کزان میانه یکی کارگر افتد
خداوند باري در قرآن كريم مي فرمايد:
«وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِيْ وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ» بقره186«هنگامي كه بندگانم از تو دربارة من بپرسند (كه من به ايشان نزديكم يا دور، بگو:) من نزديكم و دعاي دعاكننده را هنگامي كه مرا بخواند، پاسخ ميگويم (و نياز او را برآورده ميسازم) پس آنان هم دعوت مرا (كه طاعت و بندگي است) بپذيرند و به من ايمان بياورند تا اين كه به رشد و هدايت دست يابند.»
قرآن و آداب تلاوت
باز گویم آنچه در جان مضمر است
این کتابی نیست چیز دیگر است
چونکه در جان رفت جان دیگر شود
جان چو دیگر شد جهان دیگر شود
پیامبر می فرماید : بیشتر منافقان در امت اسلام قرآن خوانان هستند. و عذاب زودتر به قرآن خوانان بی عمل و فاسد می رسد تا به بت پرستان و کافران.
گفت بد کار را بد کیفر است گفتم بدکار از منافق بهتر است
قرآن را درس می دهیم و می خوانیم و حروف و اعرابش را درست می کنیم ولی به آن عمل نمی کنیم و درعمل پیرو هوسهایمان هستیم. آیا بهتر نیست معلمان عزیز به جای رو خوانی قرآن و درست کردن حروف و اعراب کلمات به شیوه ای نو آنرا برای حاضران تفسیر کنند تا در زندگی روز مره آنرا به کار بگیرند و عزیزان به جای اینکه قرآن را عربی بخوانند و گریه کنند یکبار قرآن را به زبان مادری بخوانند تا لااقل بدانند در آن چه نوشته است...
نسخه قانون ما عين شفاست مصحف ما مستفاد از مصطفاست
نه ملك بودي نه دلخسته زخاك اي بشير مـا بشر بودي و پـاك
بهر این آوردمان یزدان برون ما خلقت الانس الا یعبدون
{وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ- ذاریات 56 : من جن و انس را نيافريدم جز براي اينكه عبادتم كنند ( و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند).}
پرستش و عبادت و نیایش از مسائلی است که از ابتدای آفرینش با انسان همراه بوده و در تمام ادیان آسمانی و غیر آسمانی آمده است. و همانطور كه خوردن و آشاميدن براي انسان امر لازمي بوده، پرستش و دعا را نيز براي خود فريضه اي مي دانسته و از اين رو نوعي رضايت و خوشوقتي و آرامش باطني در خويش احساس مي نموده است. چرا که تمام ادیان به وجود خدا و جهان ماوراء طبیعت باور داشته اند و هر یک آداب و مناسک خاص خود را دارند، در برخی دعا و نیایش منحصر به وقت خاصی از شبانه روز است، در برخی عبادات فقط ایستاده است، در برخی دیگر فقط نشسته است، در برخی رهبانیت و نفس ستیزی و دوری گزیدن از دنیا و...
اما عبادات در اسلام شکلی آهنگین و زیبا دارد، در تمام اوقات شبانه روز فرد مسلمان می تواند به عبادت و نیایش بپردازد و منحصر به وقت خاصی نیست، عبادات متنوع و گوناگون است برخی با زبان است چون ذکر و نماز، برخی با اعضاء چون کسب روزی حلال و خدمت به خلق و برخی با ذهن است چون تفکر، قسمتی ایستاده و قسمتی نشسته، گاهی فردی و گاهی به جماعت، عبادات اسلامی زمینه آشنایی، برادری و محبت را در جمعه و جماعت و عیدین فراهم می آورد و آموزش می دهد، و از این جهت خستگی آور و ملال انگیز نیست، عبادات اسلامی فرد را
آلوده منّت کسان کمتر شو تا یک شبه در وثاق تو نان است
ای نفس به رستة قناعت شو کانجا همه چیز نیک ارزان است
تا توانی حذر کن از منّت کاین منّت خلق، کاهش جان است
پیامبر می فرماید در دین و اخلاق و در علم همیشه به بالاتر از خودتان نگاه کنید تا خود را کوچک ببینید و در مال دنیا همیشه به پایین تر از خود نگاه کنید تا خود را ثروتمند و بی نیاز ببینید و نعمت خدا در چشمتان کوچک نشود.
و می فرماید از فقیری بوی کفر می آید چون کسی که فقیر است وقتی می بیند خداوند به بعضی ناکسان و احمقان چه مالهایی داده، زمین و زمان را به فوش می گیرد که این چه عدالتیست و چه قسمت نابرابریست که خدا انجام داده است، پس مال فی نفسه بد نیست بلکه مال پرستی و دنیا پرستی بد است زیرا که دنیا پرستی سرآغاز همه گناهان است چون به خاطر دوستی دنیا حاضر می شود دست به هر ناشایستی و نابایستی بزند، دروغ بگوید، مال مردم را بخورد، خیانت بکند، کم فروشی بکند، جنس تاریخ گذشته و تقلبی بفروشد، بیشتر از کاری که کرده مزد بگیرد و ...
مرا گر تو بگذاری ای نفس طامع بسی پادشاهی کنم در این گدایی
این مال پرستی است که نارواست و نابجاست وگرنه مال در
گر دل دهی ای پسر بدین پند از پنـد پـدر شـوی برومنـد
- فرزندم هيچ كس و هيچ چيز را با خداوند شريك مكن!- با پدر و مادرت بهترين و نیکوترین رفتار را داشته باش!(شکرانه زور آوری روز جوانی، آنست که قدر پدر و مادر پیر بدانی)- بدان كه هيچ چيز از خداوند پنهان نمي ماند!- نماز را آنگونه كه شايسته است بپادار!(عمر عزیز رفت به پایان چه میکنی، خود را اسیر و بندۀ شیطان چه میکنی، فرمان پنج نماز حق را مقصری، روز جزا و نوبت قیامت چه میکنی)- اندرز و نصيحت ديگران را فراموش مكن!( چو مي بيني كه نابينا و چاه است، اگر خاموش بنشيني گناه است، ما بلغو و لهو فربه گشته ايم، در نصيحت خويش را نسرشته ايم)- نصيحت نصيحت گران دلسوز و ايماندار را بپذير!(نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند، جوانان سعادتمند پند پیر دانا را، من آنچه شرط بلاغست با تو مي گويم، تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال)- در مقابل پيشامدها شكيبا باش که خداوند با صابران است!(پس از هر سختي آسانيست ناچار، وليكن آدمي را صبر بايد، گهی کاندر بلا مانی خدا خوانی، چو بازت عافیت بخشد سر از طاعت بگردانی)....
کیست مولا آن که آزادت کند بند رقیت زپایت برکند
چون به آزادی نبوت هادی است مومنان را زانبیا آزادی است
ای گروه مومنان شادی کنید همچو سرو وسوسن آزادی کنید
{لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ- بقره256 : در قبول دين، اكراهي نيست. زيرا راه درست از راه انحرافي، روشن شده است. بنابراين،كسي كه به طاغوت [ بت و شيطان و هر موجود طغيانگر ] كافر شود و به خدا ايمان آورد،به دستگيره محكمي چنگ زده است، كه گسستن براي آن نيست. و خداوند، شنوا و داناست.}
این بدان معناست که آئین اسلام به آزادی انسان در انتخاب دین و عقیده معتقد است و کسانی را هم که قصد پذیرش این دین را دارند، فرمان داده که پیروی ایشان باید از روی راستی و اقناع کامل و باور قلبی باشد. و اجبار و تحمیل را به این عرصه راهی نیست. ابن کثیر در تفسیر این آیه چنین می گوید:
« کسی را به اجبار وادار به پذیرش دین اسلام نکنید زیرا دلایل و مستندات دین آشکار است و نیازی به اجبار و تحمیل آن بر مردم نیست.»
{وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَميعاً أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ - یونس 99 : و اگر پروردگار تو مي خواست، تمام كساني كه روي زمين هستند، همگي به اجبار ايمان مي آوردند، آيا تو مي خواهي مردم را مجبورسازي كه ايمان بياورند؟! ايمان اجباري چه سودي دارد؟!
خداوند برای اراده و فکر بندگانش که خود آن را به ایشان ارزانی
تا چند عمر در هوس و آرزو رود ای کاش این نفس که برآمد فرو رود
مهمانسراست خانه دنیا که اندر او یک روز این بیاید و یک روز او رود
بر کام دل به گردش افلاک دل مبند کاین چرخ کج مدار نه بر آرزو رود
کردیم هر گناهی و از کرده غافلیم ای وای اگر حدیث گنه روبرو رود
امروز رو نکردیم به درگاه حق فردا به سوی درگه او با چه رو رویم؟
خداوند تبارک در قرآن روشنگر تنها زبان گویای هستی و کتاب زندگی نوع بشر می فرماید : شما مسلمانان بهترين امتي هستید كه به سود انسانها آفريده شده اند، چرا كه به نیکی و روا دستور می دهید و از بدی و ناروا پرهیز می دهید و به خدا ايمان داريد. و این وظیفه را بر دوش همه امت اسلامی قرار داده است نه گروه خاصی. و در جای دیگر می فرماید: انما یتذکر اولوالالباب : همانا خردمندان نصیحت دوست و پند پذیرند و نصیحت صواب و خیر نصیحت گران دلسوز و ایماندار و صادق را به گوش جان می شنوند و بکار می گیرند. و پیامبر ص می فرماید الدین النصیحه: تمام دین نصیحت است به سوی خیر و صواب و راستی و حق و حقیقت. و در ادامه می فرماید این وظیفه را خداوند بر عهده پیامبران، حاکمان، عالمان، مسئولین و همه مردم قرار داده است نه گروه خاصی. متأسفانه امروز در جوامع اسلامی روح نصیحت و ئاموژاری و احساسات اسلامی مرده است و نصیحت گران یا می ترسند حرف خیر و صواب را بگویند و یا بی اعتنایی می کنند و می گویند به من چه! و در نقطۀ مقابل نصیحت شوندگان نه تنها نصیحت دوست نیستند بلکه ناراحت هم می شوند و گاهاً می گویند ما خودمان دیگران را نصیحت می کنیم لازم نیست تو ما را نصیحت کنی!/ما بلغو و لهو فربه گشته ایم/در نصیحت خویش را نسرشته ایم/- این در حالی است که
آنكه پاكيزه رود گر بنشيند خاموش همه از سيرت زيباش نصيحت شنوند
جمع شدن مواد اضافی در سطح پوست مثل اوره، آمونیاک و نمک موجب تحریک و بوی زننده ای می شود، بنابراین بایستی به وسیله شستشوی منظم، پوست را پاکیزه نگاه داشت تا اعمال پوست مثل تنفس سطحی و تبادل حرارتی مختل نشود.
در کنار دریا و سرابها و رود خانه ها نباید بدن را با صابون شست چون صابون چربی پوست را از بین برده و افراد را آماده آفتاب زدگی می کند. مواد محرک اسیدی و قلیایی مثل وایتکس و مواد شوینده PH خون را تغیر می دهند و باعث بیماریهای پوستی- شغلی یا بیماری خانه داران می شود و در صورت استفاده بایستی از دستکش استفاده شود...
حج و حاجی
تا مردان ظاهر بین در راه رسیدن به کعبه پایشان آبله و تاول می زند، مردان حق بی آبله به مقصد رسیده اند.
نقل است که بزرگی در خواب دید که امسال شش هزار کس به حج رفتند که از این میان تنها حج شش تن از آنان مقبول افتاد.
به طواف کعبه رفتم به درون رهم ندادند
که تو در برون چه کردی به درون خانه آیی
بله حاجی جان، اینقدر چیزهای دیگری هست که تو بر خودت حرام کنی که اصلا" نوبت به لباس احرام نمی رسد آنها را بر خودت حرام کن که شب و روز کارت آن است.
کعبه سنگ نشانیست که ره گم نشود حاجی احرام دگر بند بین یار کجاست
شخصی نزد بشر حافی یکی از بزرگان دین رفت و گفت هزار دینار دارم و میخواهم با آن به حج بروم. بشر حافی گفت: برای تفریح و تماشا میروی اگر راست می گویی آن هزار دینار را به فقیری، یتیمی یا قرض داری بده که ثواب آن از صد تا حج بیشتراست. آن مرد گفت: نه، دلم بیقرار حج است. بشر گفت : نه که این مال را از ناروا و نابجا بدست آوردی تا به نابجا و ناروا هم خرجش نکنی دلت آرام و قرار نمی گیرد.
عدل چیست، وضع اندر موضعش
ظلم چیست، وضع در ناموضعش
عدل چه بود؟ آب ده اشجـار را
ظلم چه بود؟ آب دادن خـار را
{إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ –نحل90 : خداوند شما به عدل و احسان و بخشش فرمان مي دهد.}
{وَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى- انعام 152 : حق پيمانه و وزن را بعدالت ادا كنيد. و هنگامي كه سخني مي گوييد، عدالت را رعايت نماييد، حتي اگر در مورد نزديكان شما بوده باشد.}
خداوند هدف رسالت آسمانی همۀ پیامبران را ایجاد عدالت در میان مردم قرار داده است :
{لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ - حدید25 : ما رسولان خود را با دليل روشن فرستاديم، و با آنها كتاب آسماني و ميزان شناسايي حق از باطل و قوانين عادلانه نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند.}
عدالت زیر بنای اخلاقیات است یعنی هر کس از عدالت افول کند و پائین برود به ظلم گرویده و از دایره اخلاق انسانی خارج شده است و آن عدالت عبارت است از گرفتن حق و دادن حق به صاحب حق، فرقی نمی کند صاحب حق فرد باشد یا اجتماع، معنای قرارداشتن هر چیزی در جای خود نیز مبین همین تعریف است که چیزی که باید در اختیار من باشد و من به آن محق باشم، در دست کسی دیگر نباشد و در جای اصلی خود یعنی در دست و در نزد من
آوردهاند كه شيخ جنيد بغدادی به عزم سير از شهر بغداد بيرون رفت و مريدان از عقب او، شيخ احوال بهلول را پرسيد. گفتند او مردي ديوانه است. گفت او را طلب كنيد كه مرا با او كار است. پس تفحص كردند و او را در صحرايي يافتند. شيخ پيش او رفت و در مقام حيرت مانده سلام كرد. بهلول جواب سلام او را داده پرسيد : چه كسي؟ عرض كرد منم شيخ جنيد بغدادي. فرمود تويي شيخ بغداد كه مردم را ارشاد ميكني؟ عرض كرد آري.. بهلول فرمود طعام چگونه ميخوري؟ عرض كرد اول بسمالله ميگويم و از پيش خود ميخورم و لقمه كوچك برميدارم، به طرف راست دهان ميگذارم و آهسته ميجوم و به ديگران نظر نميكنم و در موقع خوردن از ياد حق غافل نميشوم و هر لقمه كه ميخورم بسمالله ميگويم و در اول و آخر دست ميشويم..
بهلول برخاست و دامن بر شيخ فشاند و فرمود تو ميخواهي كه مرشد خلق باشي در صورتي كه هنوز طعام خوردن خود را نميداني و به راه خود رفت. مريدان شيخ را گفتند: يا شيخ اين مرد ديوانه است. خنديد و گفت سخن راست از ديوانه بايد شنيد و از عقب او روان شد تا به او رسيد. بهلول پرسيد چه كسي؟ جواب داد شيخ بغدادي كه طعام خوردن خود را نميداند. بهلول فرمود آيا سخن گفتن خود را ميداني؟ عرض كرد آري. بهلول پرسيد چگونه سخن ميگويي؟ عرض كرد سخن به قدر ميگويم و بيحساب نميگويم و به قدر فهم مستمعان ميگويم و خلق را به خدا و رسول دعوت ميكنم و چندان سخن نميگويم كه مردم از من ملول شوند و دقايقعلوم ظاهر و باطن را رعايت ميكنم. پس هر چه تعلق به آداب كلام داشت بيان كرد.
بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نميداني..
برو کار میکن مگو چیست کار که سرمایه جاودانی است کار
{يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنشَأَكُم مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيَها فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ- هود61-2 : اي قوم من!خدا را پرستش كنيد، كه معبودي جز او براي شما نيست. اوست كه شما را از زمين آفريد، و آبادي و استعمار آن را به شما واگذاشت. از او آمرزش بطلبيد، سپس به سوي او بازگرديد،كه پروردگارم به بندگان خود نزديك، و اجابت كننده خواسته هاي آنها است.}
فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ- بفره79 : واي به حال شما از آنچه دستانتان مي نويسند و واي از آنچه از اين طريق بدست مي آوريد ( رشوه ).
کار عبادت و مایه نزدیکی به خداوند است. و خداوند مسئولیت آبادانی و استعمار زمین را به عهدۀ بندگان نیکوکارش قرار داده است. یکی از زیباترین سخنان پیامبر در مورد ارزش کار آن است که می فرماید : هرگاه زمان قیامت فرا رسید و در آن لحظه نهالی را در دست داشتید و فرصت می کردید آن را در زمین بکارید، این کار را انجام دهید.
هنر یک مرد کار کردن است.
رحمت خدا بر مردمی که حرف زدن زیاد را کنار می گذارند و به جای آن کار زیاد می کنند.
پیامبر می فرماید: هیچ طعامی گواراتر از طعامی که با نتیجه کار و عمل حلال خود تهیه کرده باشید نیست، و حضرت داوود با اینکه پادشاه بود از