اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ
مرگ تدریجی ما آغاز خواهد شد، اگر مطالعه نکنیم.
پيوندهای روزانه

از ادب پر نور گشتست این فلک

وز ادب معصوم و پاک آمد مَلک

هر که را روی خوش و خوی نکوست

زنده و مرده من عاشق اوست

انسان قبل از هر چيز يك موجود اجتماعي است و زندگي اجتماعي مي طلبد كه ما آداب معاشرت با ديگران را بدانيم، دنيا چون مسافرخانه ايست كه همه در آن مسافر و رهگذريم و چون مقصد ما يكيست بنابراين همه با هم برابريم پس بايد بين مسافران دوستي و اتحاد و همكاري باشد و از ياري و نصيحت يكديگر دريغ نكنند و به حقوق همديگر احترام بگذارند تا سفري سالم داشته و از همسفري با يكديگر لذت ببرند ( وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى‏ وَلاَ تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ : يكديگر را بر نيكوكاري و پرهيزگاري ياري دهيد، و يكديگر را به گناهكاري و ستم بر ديگران يار مباشيد - سوره مائده آيه ۲) پس مسلمان بايد در تمام زمينه ها اسلام را رعايت كند در هنگام كار، استراحت، خوردن و خوابيدن، راه رفتن، صحبت كردن و .... از ديدگاه اسلام وقت خاصي عبادت كردن و بقيه روز را چون يك وحشي به سر بردن بيهوده است، بنابراين توصيه به رعايت آداب اسلامي در خلال تمام فعاليتهاي روزمره دارد.

دولت طلبي سبب نگه دار    با خلق خدا ادب نگه دار 

اول اینکه هر چیزی و هر کاری که دوست نداری دیگران با تو بکنند تو هم نباید با دیگران بکنی، پیامبر می فرماید: کسی از آتش دوزخ در امان است که آنچه را برای خودش نمی پسندد برای دیگران هم نپسندد و آنچه را برای خود می پسندد برای دیگران هم بپسندد این اصلی است که در اسلام، مسيحيت، يهوديت و تقريباً در تمام فرهنگ‌هاي جهاني به عنوان قانون اول انسانيت آمده است یعنی در هر کاری عقل و وجدان خود را قاضی کنی و خودت را جای دیگران بگزاری و آنچه که به خودت روا نمی داری به دیگران هم روا نداری.

ياد دارم ز پيري دانشمند       تو هم از من به ياد دار اين پند

هر چه بر نفس خويش نپسندي    نيز بر نفس ديگري مپسند

{وَلاَ تَلْبِسُوا  الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ- بقره 42 : حق را به باطل در نیامیزید با هدف گمراه کردن اذهان، و حقیقت را نپوشانید و کتمان نکنید در حالی که خود بر آن آگاهید.}

 پس انسان در محکمه شعور وجدان (خودآگاهی) و مملکت وجودی خود سره را از ناسره میشناسد و میداند، چرا كه سرشت و طبيعت انسان را بر خير و نيكي سرشته اند، بنابراين اگر كسي عقل و فطرت خود را اسير خودخواهي و شهوات نكند و اگر خود را به نادانی و نفهمی نزند، همين يك پند و اصل انسان ساز، سعادت دنيا و آخرت او را تأمين خواهد نمود و حاجت به هيچ موعظه گر ديگري نخواهد داشت.

اگر در سراي حقيقت كس است    ز گفتار سعديش پندي بس است

دوست نداری سرت کلاه بگذارند سر دیگران کلاه مگذار، دوست نداری به زن و بچه ات نگاه بد بکنند به زن و بچه دیگران نگاه بد مکن، و حقیقت ایمان این است نه نماز و روزه های خشک و بیروح، و مسلمان کسی است که مردم از دست و زبان او در امان باشند. هر عملی عکس العملی خواهد داشت : دوست بدار تا دوستت بدارند! خدمت کن تا به تو خدمت کنند! و بدینسان است که صلاح جامعه در گرو صلاح من و تو است.

هر بد که به خود نمی پسندی     بـا کس مـکن ای بـرادر مـن

سختی کشی ز دهر چو سختی دهی به خلق    در کیفر فلک غلط و اشتباه  نیست

دوم اینکه با روی خوش و با زبان خوش با مردم رفتار کنید. پیامبر می فرماید روی خوش و زبان خوش باعث آمرزش گناهان می شود و می فرماید تمام دین یعنی با روی خوش با دیگران زندگی کردن و اول همه عبادتها خوش اخلاقی و خوشرویی است، و می فرماید کافر خوش اخلاق بهتر از مؤمن بد اخلاق و می فرماید هر کس که اخلاقش نیکو و مردم پسند شود آتش جهنم بر او حرام می گردد.

چو نیکو منش باشی و بسردبار          نگردی به چشم خردمند، خوار

از آن پاک دین تر کسی را مجوی        که خوانند خلقش پسندیده خوی

هرکس زبان او شیرین شود و با مردم مهربان و صمیمی باشد دوستانش زیاد می شوند و همه او را دوست دارند و خداوند هم خوش اخلاقان را دوست دارد. اگر دیگران اخمو هستند شما خوشرو باشید، هزینه یک لبخند خیلی کمتر از هزینه برق است ولی خیلی بیشتر از آن روشنایی می بخشد.

هر كه را خوي خوش و روي نكوست      زنده و مرده من عاشق اوست

البته اخلاق نیکو داشتن فقط خنده رو بودن نیست بلکه بايد بین مردم به دروغ گویی مشهور نباشی، با غرور حرف نزنی و با غرور راه نروی، رعایت انصاف و عدالت را در حق دیگران بکنی، خشم و شهواتت را به حد خودشان نگاه داری و آنها را اسیر عقلت کنی که هرکاری که عقلت گفت خوب نیست، انجام ندهی و خلاصه رفتارت مردم پسند باشد، چند تا صورت را در نظر بگیرید، که یکی بینی قشنگ دارد یکی چشم قشنگ دارد و یکی دهان قشنگ دارد آیا می توان گفت که همه این صورتها بی عیب است، نه بلکه صورتی بی عیب است که هم بینی قشنگ باشد، هم چشم و هم دهان، اخلاق هم همین طور است شرط خوش اخلاقی فقط خنده رو بودن نیست، اخلاقی بی عیب است که همه آن صفاتی را که گفتیم دارا باشد. حال شما فکر کنید بین یک آدم خوش قیافه و یک آدم بدقیافه چقدر فرق است بین آدم خوش اخلاق و بد اخلاق هم همین قدر فرق است.

                        صورت زیبای ظاهر هیچ نیست       ای برادر سیرت زیبا بیار

و کسی که می خواهد اخلاق بدی را از خودش بیرون کند فقط یک راه دارد و آن این است که هر چه اخلاق بدت می گوید تو برعکس آنرا انجام دهی چرا که هر چیزی با ضد آن چیز می شکند مثلا" علاج سرما گرماست، علاج خسیسی خرج کردن و کمک کردن است، علاج خشم وعصبانیت صبر و آرامش است، و باید با تکرار کردن کارهای خوب آنها را به شکل یک رفتاردر آورد و با افراد خوش رفتار بیشتر بگردد تا کمال همنشین در او اثر کند و از افراد بد اخلاق دور باشد مخصوصاً از آدم خسیس باید دوری کرد. اما چگونه اخلاق بدمان را بشناسیم اول از دوستان دلسوز بخواهید که عیب شما را در تنهایی به شما بگویند چون نصیحت کردن در جمع فضیحت کردن و مسخره کردن است دوم اینکه به دیگران نگاه کنید و هر چیزی که در وجود دیگران عیب میدانید برای خودتان هم عیب بدانید و از آن دوری کنید. متأسفانه امروزه همه میخواهند بشریت را عوض کنند ولی هیچ کس نمی خواهد خودش را عوض کند. در واقع دشمنان حقیقی ما اخلاق و عادات بد ماست که در وجود خود ما هستند.  

هشدار! مشورت با نفس بد گر ميكني                بايد هر چه گويد او، خلاف آن كني

اما همانطور که تن بیمار در معرض خطر است دل بیمار هم در معرض خطر است و دل به خاطر اخلاق بد بیمار می شود، یک بیمار اگر میخواهد شفا پیدا کند باید طبق دستور پزشک از یکسری کارها و خوردنیها پرهیز کند، دل بیمار هم اگر میخواهد شفا بیابد باید طبق دستور خداوند از یکسری کارها و رفتارهای ناپسندیده پرهیز کند. و همچنانکه خوردنی ها غذای تن است و هر تنی که نتواند غذا بخورد ضعیف و مریض می شود، دوستی و عبادت و یاد خدا نیز غذای روح است و هر دلی از یاد خدا خالی باشد به زودی ضعیف و مریض خواهد شد.

و خداوند در مورد اخلاق خوب می فرماید : بندگان عزیز من کسانی هستند که در زمین کم آزارند، وقتی احمقی حرفی به آنها می زند میگویند ما از احمقها گریزانیم، با نماز وارد روز میشوند و با نماز هم وارد شب میشوند بنده دیگران نمیشوند وکسی را به ناحق نمیکشند، زنا نمی کنند، گواهی دروغ نمی دهند، رنج روزه و گرسنگی را تحمل می کنند، از مالی که به آنها داده ایم انفاق می کنند و زکات می دهند، حدود خدا را رعایت می کنند و حدود خدا را نمی شکنند.

گاوان و خران بار بردار     بهتر ز آدمیان مردم آزار

وحشی ترین حیوان دنیا نفس وحشی است، کسانی که نفس آنها وحشی می شود جنایاتی می کنند که هیچ درنده ای نمی کند، من تا بحال نشنیده ام که حیوانی جفت خود یا بچه خود را بکشد ولی امروزه در جوامع انسانی بسیار شاهد این جنایات هستیم.

سوم اینکه دروغ نگوئید و قسم دروغ نخورید، دروغ نه تنها دريچه اي به تمامي گناهان است بلكه موجب بي اعتمادی، عقب ماندگي و خصوصا فساد جامعه مي شود و آفات و دود آن در سطح زندگی اجتماعی در چشم خود فرد دروغگو نیز خواهد رفت. یادمان باشد راه وارد شدن به دل مردم صداقت و راستگویی است. دروغگو اول از همه به اعتبار و شخصیت خودش خیانت می کند. پس همانطور که دوست ندارید دیگران به شما دروغ بگویند و با دلایل دروغین شما را گول بزنند، بر شما نیز واجب است که به دیگران دروغ نگوئید. پیامبر می فرماید دروغ روزی انسان را کم می کند. و همیشه یادتان باشد اخلاق و عادات ناپسند در روزهای نخست از تار عنکبوت هم ضعیف تر است ولی به مرور زمان از سیمهای ضخیم هم سخت تر می شود.

در حدیث، راست آرام دل است       راستیها دانه و دام دل است

راستی را پیشه‏ى خود کن مدام          تا شوی در هر دو عالم، نیکنام

چهارم اینکه از خشم وعصبانیت برحذر باشید چراکه خشم و عصبانیت از صفات شیطان است و آرامش و صبر و سکوت از صفات پیامبران.

{ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ- آل عمران134: مومنان خشم و غضب خود فرو نشانند و از بدي مردم درگذرند چنين مردمي نيكوكارند و خدا دوستدار نيكو كاران است و اين از درجات احسان است.}

و خداوند می فرماید شیطان را از آتش آفریدم و کار آتش سرکشی و سوزندگیست و انسان را از گل آفریدم و کار گل آرامش و سکون است و هرکس بی جهت بر دیگران خشم بگیرد خدا هم بر او خشم می گیرد و هر كس براي خداوند با مردم تواضع و نرمي كند خداوند نيز او را رفعت مي دهد. می گویند انسان مثل رودخانه است هر چه عمیق تر باشد آرام تر است.    

بنی آدم سرشت از خاک دارد         اگر خاکی نباشد آدمی نیست

و خشم را در آدم آفریدند تا با آن از حق خود دفاع کند نه اینکه با آن قلدری و زور گویی کند پس خشم فی نفسه بد نیست چون اگر بد بود که اصلا" آفریده نمی شد و پیامبر می فرماید من هم مثل شما بشرم و عصبانی می شوم. و منظور از فرو خوردن خشم این است که خشم را به کنترل عقل در آورد چون انسان در موقع خشم و عصبانیت عقلش تعطیل می شود پس بهتر است انسان در موقع عصبانیت تصمیم نگیرد. وقتی کسی در حال عصبانیت حرفی به شما زد شما هم در جواب او تندی نکنید چون ممکن است در این بگو مگو چیزی بشنوی که از حرف اول خیلی زشت تر باشد. گاهاً سر یک حرف کم ارزش چند نفر کشته می شوند چرا كه خون را به خون شستن محال است و جز با آب پاك، خونی پاك نمي شود.

چو کاری بر آید به لطف و خوشی      چه حاجت به تندی و گردن کشی

 گفته اند وقتی کسی عصبانی می شود بگوید اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، اگر ایستاده است بنشیند و اگر باز هم آرام نشد آب سردی به صورتش بزند چون خشم از آتش است و آب آنرا می کشد. و همیشه یادتان باشد خشم با دیوانگی آغاز می شود و با پشیمانی هم پایان می پذیرد. لقمان حکیم به فرزندش می گوید: شر با شر خاموش نمی شود چنان که آتش با آتش خاموش نمی شود، بلکه شر با خیر خاموش می شود چنان که آتش با آب خاموش می شود.

ز خاک آفریدت خداوند پاک        پس ای بنده افتادگی کن چو خاک

حریص و جهانسوز و سرکش مباش     زخاک آفریدت آتش مباش

پنجم اینکه شوخی کنید و بخندید و گرفته نباشید چون ترک شوخی باعث خشکی رفتار و کاهش دوستان و اطرافیان می شود، البته شوخی نباید موجب مسخره کردن و یا ترساندن دیگران شود و شوخی باید معقولانه باشد. و از شوخی زیاد پرهیز کنید که می فرماید به همان اندازه که نمک برای غذا لازم است به همان مقدار هم شوخی وارد سخنتان کنید. شوخی های رکیک و زننده آقایی را از مردان و خانمی را از زنان می گیرد. 

ششم اینکه از کمک به مردم دریغ نکنید پیامبر می فرماید هر کس گره از کار کسی باز کند و دل کسی را شاد کند مثل این است که یک عمر خدا را خدمت کرده است و می فرماید کمترین درجه ایمان این است که سنگی را از جلوی راه مردم برداری.

طریقت بجز خدمت خلق نیست        به تسبیح و سجاده و دلق نیست

كسي نيك بيند به هر دو سراي    كه نيكي رساند به خلق خداي

 

روزگاری بود که مردم سرسریع از کنار هم رد می شدند و زیاد اهل تعارف نبودند ولی وقتی یکی از آنها نیازمند کمک بود همه دستش را می گرفتند ولی امروز مردم وقتی به هم می رسند آنقدر گرم احوالپرسی می کنند که حتی از سگ و گربه داخل خانه هم می پرسند ولی وقتی کسی نیاز به کمک دارد همه از او فرار می کنند.

بنی آدم اعضای یک پیکرند         که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی بدرد آورد روزگار          دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی            نشاید که نامت نهند آدمی

هفتم اینکه از غرور و خود خواهی دوری کنید و به دیگران فخر نفروشید به خاطر مقامتان یا مالتان، چرا که خداوند متکبران و خود خواهان را دوست ندارد.

 {أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُون َثُمَّ  كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ – تكاثر1- 4 : ای فرزند آدم مبادا فراوانی اموال و اولاد و مقامهای دنیوی و سرگرم شدن به کارهای کوچک و بیهوده و بی ارزش شما را از یاد خدا و آخرت دور گرداند، كَلاَّ و كَلاَّ از اين غفلت و غرور برگرديد كه بزودي خواهيد دانست كه پس از مرگ به دوزخ چه سختيها در پيش داريد.}  

 و همواره فروتنی کنید چه پیاده و چه سواره، بیشتر حوادث رانندگی مربوط به کسانی است که با غرور و تکبر رانندگی می کنند و حرمت قانون و حرمت دیگران را می شکنند. انسان پوستی است روی کثافتی کشیده شده، اگر دو روز خود را نشویی، این کثافتها از دهان و بینی و چشم و گوش بیرون می زند طوری که خودت هم از خودت بدت می آید، پس ای فرزند آدم فراموش مکن که اول قطره آب بو گندی بودی و آخر سر هم لاشه و مرداری بدبو خواهی بود الان هم که حمال این کثافتهایی، پس چه جای تکبر و غرور داری.

در این دنیای بی حاصل چرا مغرور گردی     سلیمان گر شوی عاقبت خوراک مور گردی

در این دوروزه دنیا چند غره شویم     چو روشن است که پژمردگان فردائیم

هشتم اینکه به جای عیب جویی از دیگران دنبال شناختن و بر طرف کردن عیبهای خودتان باشید:

ای بسا عیبی که بینی در کسان     خوی تو باشد در ایشان ای فلان

احمق ترین آدم کسی است که عیب خودش را نمی بیند و دایم به عیب دیگران مشغول است.

عیب دیگران نگویم دیگر      که اندر حق خویشتن شنودم

گفتن از زشترویی دیگران      نشود باعث نکو رویی

 سیاه و سفید و زشت و زیبا همه باید زیر خاک بروند پس تو زبانت را به عیب جویی آلوده مکن.

منه عیب خلق ای فرو مایه پیش     که چشمت فرو دوزد از عیب خویش

کرا  زشتخویی  بود  در  سرشت    نبیند  در  طاووس  جز پای  زشت

آورده اند که خداوند هر نیکی را از مردمان نکوکار ده مینویسد تو هم به ازای هر هنر که در کسی می بینی از ده عیبش چشم بپوش، نه اینکه انگشت روی آن یک عیب بگذاری و آن همه فضیلت که در اوست هیچ انگاری.

هرگلی علت و عیبی دارد      گل بی علت و عیب خداست

{وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ-همزه1 : واي بر هر عيبجوي مسخره كننده اي! آنها كه با نيش زبان و حركات دست و چشم و ابرو در پشت سر و پيش رو، ديگران را استهزاء  كرده، يا عيبجويي و غيبت مي كنند، يا آنها را هدف تيرهاي طعن و تهمت قرار مي دهند و شخصيت ديگران را درهم مي شكنند.}

اگر ما بدانیم که هر کسی عیبی دارد هم خشم و غضبمان کم می شود و هم صبر و بردباری را در خود پرورش داده ایم.

نکو بین اگر عقلت بجای است         که گر بی عیب می جویی خدای است

نهم اینکه میان مردم آشتی کنید که پیامبر فرمود آشتی انداختن بین مردم از نماز و روزه بزرگتر است.

به جان زنده دلان سعدیا که ملک وجود      نیرزد زانکه دلی را ز خود بیازاری

 

دهم اینکه از پاکان و پرهیز کاران غیبت نکنید و همیشه خوبی دیگران را بگوئید همانطور که خودتان دوست دارید که دیگران در غیاب شما خوبیتان را بگویند، و غیبت این است که حرفی پشت سر کسی بزنید که اگر خودش بشنود ناراحت شود.

کسی  را  که  نام  آمد اندر  میان       به نیکوترین نام و نعتش بخوان

چو همواره گویی که مردم خرند       مبر ظن که نامت چو مردم برند

از کسانی که سخن چینی می کنند دوری کنید، سخن چین کسی است که می گوید فلان نمی دانی فلانی پشت سرت چه میگفت. شخصي به حضور حسن بصري آمد به او گفت فلان كس به تو فحش مي داد. حسن به او گفت: خب! چه گفت؟ او فحشهاي خيلي علني و صريحي به حسن داد و گفت او اينطور مي گفت. حسن گفت: خدا او را ببخشد او پشت سر مي گفت تو كه روبروي من فحش مي دهي! او خيلي گناهانش از تو كمتر است. لااقل لطفش در باره من از تو بيشتر است....

سخن چین کند تازه جنگ قدیم     به خشم آورد نیکمرد سلیم

کنند این و آن خوش دگرباره دل     وی اندر میان کور بخت و خجل

و از کسانی که غیبت می کنند دوری کنید، که هر کس پیش تو از دیگران بدگویی کند پیش دیگران هم از تو بد می گوید :

که اندر قفای تو گوید همان     که پیش تو گفت از پی مردمان

البته شنیدم که غیبت سه کس را رواست وزین در گذشتی چهارم خطاست : اول حاکمان و مسئولان ظالم وخیانت کار، دوم آدم بی حیا و بدکاره و سوم آدم کم فروش و کم فروشی فقط به ترازو نیست، کسی که کار یا مسئولیتی دارد و کم کاری می کند، کسی که در امور مردم و زیر دستانش خیانت می کند، اینها را هم شامل می شود. حلالست از اینها نقل کردن خبر، ز فعل بدشان هر چه دانی بگوی.

و پیامبر می فرماید تا وقتی که زبان تو راست نشود دل و ایمان تو راست نمی شود، زبان چگونه راست می شود: پرحرفی نکنید، غیبت نکنید، فوش ندهید، دروغ نگوئید، به کسی تهمت ناروا نزنید. داخل حرف دیگران خصوصاً بزرگترها نپرید، زخم زبان به کسی نزنید،  یادتان باشد زبان تلخ بد ترین قطعه گوشت دنیاست.

اولین آفت زبان پرگویی است، اگر چه حرف خوب بزند.

آب گرچه همه زلال خیزد    از خوردن پر ملال خیزید

از پرگویی است که به دروغ و غیبت و مدح و چاپلوسی و ناسزا و شایعه و بهتان و ... میرسیم. فرعون از وفور مدح ها و چاپلوسیها فرعون شد، از بس مدح و چاپلوسی او را کردند باورش شد که خداست.

ضالم آن قومی که چشمان دوختند   وز سخنها عالمی را سوختند

عالمی را یک سخن ویران کند      روبهان مرده را شیران کند

پیامبر می فرماید امت من مردمی هستند که پرحرفی نمی کنند و وقتی هم حرف میزنند بیشتر حرفهای خیر و قشنگ میزنند و دروغ نمیگویند. بیهوده گویی و پرحرفی عقل انسان را تار و مار می کند. اول فکر کنید و بعد حرف بزنید و مثل کسانی نباشید که اول حرف میزنند و بعد فکر می کنند. چرا که هر چه از زبان خارج شود چه خوب و چه بد در نامه اعمال هر کسی ثبت خواهد شد. و می فرماید کسی که حرف می زند میکارد و کسی که میشنود درو می کند.

چو خواهی که گویی نفس بر نفس      نخواهی شنیدن مگر گفت کس

نباید سخن گفت ناساخته                  نشاید بریدن نیانداخته

حذر کن زنادان ده مرده گوی            چو دانا یکی گوی و پرورده گوی

صد انداختی تیر و هر صد خطاست           اگر هوشمندی یک انداز و راست

تأمل کنان در خطا و صواب             به از ژاژخوایان حاضر جواب

دیگر اینکه شایعه پراکنی نکنید و با آن آبروی دیگران را نریزید و فساد و بلوا به پا نکنید.

{ إِذْ  تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَا لَيْسَ لَكُم  بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمٌ ، إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ - نور 15 : به خاطر بياوريد زماني را كه اين شايعه را از زبان يكديگر ميگرفتيد،و با دهان خود سخني مي گفتيد كه به آن يقين نداشتيد، و آن را كوچك ميپنداشتيد در حالي كه نزد خدا بزرگ است! كساني كه دوست دارند زشتيها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد،عذاب دردناكي براي آنان در دنيا و آخرت است، و خداوند مي داند و شما نمي دانيد.}

یازدهم اینکه اگر از چیزی ناراحت هستید آنرا در جمع بروز ندهید و دیگران را هم ناراحت نکنید. و اگر با کسی کدورتی دارید بهتر است بین خودتان باقی بماند.

دوازدهم اینکه بیشتر از سه روز با آشنایان قهر نباشید چرا که هر بدی که از دیگران می بخشید به بزرگی خود می افزائید و خداوند به حضرت یوسف فرمود نام تو را بزرگ کردم چون گناه برادرانت را بخشیدی، پس اگر کسی حرف زشتی زد، گذشت کنید و با او تندی نکنید چون ممکن است در این بگو مگو چیزی بشنوی که از حرف اول خیلی زشتتر باشد.

 

مکافات بدی کردن حلالست و لیکن     نکویی کن که با خود کرده باشی

سیزدهم اینکه به پیران احترام بگزارید وبا کودکان مهربان باشید چون احترام به پیران احترام به خداست، و پیامبر می فرماید هر کس به پیران احترام نگذارد و با کودکان مهربانی نکند از امت من نیست.

چهاردهم اینکه زیاد از خودتان تعریف نکنید و بگذارید دیگران از شما بگویند و خوب و بد خود را در حرفهای دیگران بشناسید، همیشه كساني كه فکر و عقل خوبی ندارند سعي مي كنند با کلمات قشنگ و تعریف کردن از خود نقايص و کمبودهای خويش را بپوشانند.

پانزدهم اینکه به قول و قرارتان با دیگران پایبند باشید و زیر قولتان نزنید. مخصوصاً وقتی می گویید انشاءالله انجام می دهم، باید حرمت انشاءالله گفتن خود را نگاه داری و با تمام توان سعی کنی کار را به بهترین شکل  ممکن که شایسته انشاءالله گفتنت باشد انجام دهی، متأسفانه امروزه بیشتر مردم خیلی راحت انشاءالله را پشتوانه قول و قرارشان قرار می دهند بدون اینکه کوچک ترین تلاشی برای انجام قول و قرارشان انجام دهند و بدتر از همه اینکه بیشتر اوقات با گفتن دروغ خود را از انجام قول و قرار خود تبرئه می کنند و می خواهند با گناهی دیگر گناه قبلی را بشویند. الکی به دیگران قول ندهید و تا می توانید به قولتان عمل کنید مخصوصاً زمانی که از اعتبار انشاءالله مایه می گذارید، چه خطری از این بزرگتر که از اعتبار خداوند سوء استفاده کنی. دیگر اینکه در امانت و امور مردم خیانت نکنید. که پیامبر می فرماید وای بر امانت دار خائن. همانگونه که دوست دارید مردم پایبند قول و قرار خود در زمان مقرر باشند و در امانت شما خیانت نکنند، شما نیز نباید در قول و قرار دیگران تأخیر و کوتاهی کنی و در امانت مردم خیانت نکنی.

شانزدهم اینکه در کار دیگران جاسوسی نکنید و در کارهایی که به شما مربوط نیست و در آن سر رشته ندارید دخالت نکنید. همانگونه که دوست ندارید در امورات مربوط به شما دخالت شود.

هفدهم اینکه بدیهای دیگران را با صبر و مدارا تحمل کنید چرا که خوبی کردن با مردمان بد نوعی صدقه است. 

بود خار و گل با هم ای هوشمند    چه در بند خاری تو گل دسته بند

هجدهم اینکه به کسی فوش ندهید که پیامبر می فرماید خداوند کسی را که به پدر و مادر خودش یا دیگری فوش می دهد لعنت کرده و برکت را از زندگیش می برد تا مسخره دیگران شود.

هر بد که به خود  نمی پسندی      با کس  مکن  ای  برادر من

گر مادر خویش دوست  داری      دشنام  مـده  به  مـادر  من

نوزدهم اینکه از حسود دوری کنید، حسود کسی است که در شادی دیگران ناراحت می شود و در ناراحتی دیگران خوشحال است و همیشه در مقابل سختی ها و بد بختی ها لبخند می زند البته در مقابل سختی ها و بدبختی های دیگران! خداوند به حسودی گفت آرزویی بکن تا آنر برآورده کنم به شرطی که دو برابر آنرا به همسایه ات بدهم، حسود گفت خدایا یک چشم مرا کور کن.

بیستم اینکه به هر جا وارد می شوید اول اجازه بگیرید، سپس وارد شوید و به هر کس که می رسید اول سلام کنید، بعد حرف بزنید مخصوصا" وقتی وارد خانه می شوید به اهل خانه سلام کنید تا خیرو برکت در خانه شما زیاد شود. اگر جایی رفتید و مردی در خانه نبود ننشینید چرا که شیطان می گوید ای پسر آدم با هیچ زن نامحرمی خلوت مکن و تنها منشین که من در آن بین آنقدر وسوسه می کنم تا شما را وادار به زنا کنم.

بیست و یکم اینکه به عیادت بیماران آشنا برود و دست راست خود را بر دست راست بیمار بگذارد و بگوید بسم الله الرحمن الرحیم پناه میبرم به خداوند یکتا و بی نیاز از شر همه بدیها و مریضیها، و بهتر است خود بیمار هم این را بگوید، و سپس از بیمار بپرسد چطوری؟ و بیمار در جواب نباید گله کند و باید بگوید شکر خدا خوبم، و ادب بیمار این است که شکایت نکند و بی صبری نکند و امیدوار باشد که این بیماری کفاره گناهانش است و با این بیماری به بهشت نزدیکتر می شود و وقتی داروهایش را میخورد بگوید توکل میکنم به خدا، عیادت کننده نیز نباید زیاد بنشیند و زیاد بپرسد و برای بیمار دعا کند که خداوند انشاءالله هر چه زودتر شفایت بدهد.

{مَا أَصَابَ مِن مُصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ-تغابن11: و هیچ مصیبتی ( مانند بیماری و مرگ نزدیکان و نابودی مال و غیر آن) نمی رسد مگر به اذن خداوند ، و هرکس به خدا ایمان آورد ( و به خدا امیدوار و صبور باشد) خداوند دلش را براه آورد( سکینه و آرامش دهد).}

و در تشیع جنازه آشنایان شرکت کند و آداب تشیع جنازه این است که ساکت باشد، نخندد و از مرگ خود یاد کند.

بیست و دوم اینکه با فقیران و تهی دستان نشست و برخاست کنید چرا که بیشتر ثروتمندان پول و مال دنیا چشم انصافشان را کور کرده و دلهای آنها مرده است. پیامبر به فقیران می گفت زندگی با شما و مرگ با شما، و می فرماید هر کس که به مال بالاتر از خودش نگاه می کند نعمتی که خدا به او داده در چشمش کوچک شده و این سرآغاز همه گناهان است. جالینوس حکیم می گوید همان طور که تن انسان تب می کند جان هم تب می کند و تب جان دیدار با ثروتمندان است.

بیست و سوم اینکه حقوق همسایگان و خویشاوندان را رعایت کند، که پیامبر می فرماید کسی که همسایه او از دستش در امان نباشد از امت من نیست. و خداوند می فرماید هر کس از خویشاوندان ببرد من هم از او می برم، خداوند خود رحیم است و صله رحم را دوست می دارد. بالاترین عبادت این است که بدی دیگران را گذشت کنی و رابطه را با آنها از سر بگیری.

بیست و چهارم اینکه حقوق کارگران و زیر دستانتان را رعایت کنید که خداوند می فرماید بندگان مرا اذیت نکنید و از حقوق کار گران و زیر دستان بترسید که اگر خدا می خواست شما را زیر دست آنها می کرد.

دل زیردستان نباید شکست     مبادا که روزی شوی زیر دست

دايم گل اين بستان شاداب نمي ماند    درياب ضعيفان را در وقت توانايي

این بود آداب معاشرت با دیگران، خلاصه اینکه طوری زندگی کنیم که اگر مردیم مردم بگویند خدا رحمتش کند تا حداقل کمی از عذابمان کم شود نه اینکه مردم براستی لعنتمان کنند و عذابمان دو چندان شود.

خدا را بر آن بنده بخشایش است     که خلق از وجودش در آسایش است

کسی نیک بیند به هر دو سرای        که نیکی رساند به خلق خدای

روز محشر هر نهان پیدا شود     هم ز خود هر مجرمی رسوا شود

دست و پا بدهد گواهی با بیان      بر فساد او به پیش مستعان

دست گوید مکن چنین دزدیده ام     لب بگوید من چنین بوسیده ام

پـای گوید من شدستـم تـا منـا    فـرج گویــد مـن بكـردستـم زنـا 

چشم گوید کرده ام غمز حرام    گوش گوید بشنیده ام سوء الکلام

{حَتَّى‏ إِذَا مَا جَاءُوهَا شَهِدَ  عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصَارُهُمْ وَجُلُودُهُم بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدتُمْ عَلَيْنَا قَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنطَقَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ وَهُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ - فصلت 20و22 : وقتي به آن مي رسند، گوشها و چشمها و پوستهاي تنشان به آنچه مي كردند گواهي مي دهند. آنها به پوستهاي تنشان مي گويند:  چرا بر ضد ما گواهي داديد؟! آنها جواب مي دهند:  همان خدايي كه هرموجودي را به نطق درآورده ما را گويا ساخته، و او شما را نخستين بارآفريد، و بازگشتتان به سوي اوست.}

[ 88/05/27 ] [ 9:2 ] [ قباد کاکاخانی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

الحمدلله سبحانه و تعالی و صلاه و سلام علی رسول الله و آله و صحبه اجمعین. کتابفروشی طاها با هدف ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی و رشد معنویت در منطقۀ دولت آباد کرمانشاه شروع بکار نمود. برای تبلیغات از پمفلتهای تبلیغی با موضوعات مختلف بهره می گیرم که هم تبلیغ معاد باشد و هم کار معاش. نمونه هایی از پمفلتها را در وبلاگ برای استفاده شما قرار داده ام. به چه كار آيدت ز گل طبقی / از گلستان دین ببر ورقی / گل همين پنج روز و شش باشد/ اين گلستان هميشه خوش باشد/ سخت بر این باورم و بر آن پا میفشارم که هیچ قانون موضوعه بشری نمی تواند ضمانت کند و تضمین دهد که انسان به خطا نرود و خلاف نکند مگر و مگر قانون توحید. چرا که هیچ قانونی نمی تواند نظارت همیشگی بر انسانها داشته باشد و آنها را در تمام احوالات فردی و اجتماعی و در جمع و در خلوت پایش کند. و نمیتوان برای هر فرد ماموری گماشت . پس در این میان تنها قانون توحید و تقوای الهی و تلاش در جهت جلب رضایت وی است که انسان را آگاه میسازد که همانا خداوند بر تمام احوالات بنده اش در جمع و در خلوت حاضر و ناظر و شنوا و بیناست. به همین خاطر محور اصلی و فصل مشترک دعوت تمام پیامبران بر قانون توحید و تقوا الهی پیشه کردن بنا شده است و توحید به معنای واقعی را باید از کلام خداوند (وحی) بدست آورد و تنها وحی باقی مانده در جهان که از تحریف در امان مانده و باطل در آن راه نیافته است قرآن است.(سوره فصلت آیه42 ) مصطفی را وعده کرد الطاف حق/ گربمیری تو نمیرد این سبق/من کتاب و معجزت را حافظم/بیش و کم را ز قرآن مانعم* آری دوستان، انسان باید هر شب با خواندن و فکر کردن در کلام الهی ایمانش را تازه کند و بار سنگین روح را به خدا بسپارد چون تنها اوست که می تواند تو را از آن سبک و راحت گرداند. در غیر این صورت دچار مرگ ایمانی خواهی شد و در دنیا همواره در سرگردانی و پریشانی خواهی بود. به همین خاطر خداوند میفرماید : هر شب آن مقدار از قرآن که برایتان میسر است بخوانید و در آن فکر کنید و برای عمل به آن فردای آن شب آنچه را خوانده اید تمرین کنید.(سوره مزمل آیات 1 تا 10) و پیامبر اسلام ص هنگام وفات فرمود «من می روم و دو معلم در بین شما باقی می گذارم یک معلم گویا و یک معلم خاموش، معلم گویا قرآن است و معلم خاموش مرگ» ولي افسوس، امروز معلم گویا خاموش است و معلم خاموش بکلی فراموش گشته. دوستان عزیز اگر هر چیزی را بتوان انکار کرد مرگ را نمی توان انکار کرد،(أَيْنََما تَكُونُوا يُدْرِككُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَة-نساء78-هر جا باشيد، مرگ شما را درمي يابد، هر چند در برجهاي محكم باشيد) من و شما دیر یا زود خواهیم مرد و باید پاسخ گوی تمام کارهای خود در پیشگاه خداوند باشیم، بياييد آنگونه كه خداوند دوست دارد و در كتابش از ما خواسته، زندگي كنيم تا در امتحان آخرت در گروه قبول شدگان باشيم و شرمنده پروردگار خود نشويم. برگ در انتهاي زوال مي افتد و ميوه در انتهاي كمال، بنگر چگونه مي افتي چون برگي زرد يا چون سيبي سرخ! بر آر از گریبان غفلت سرت/که فردا نماند خجل در برت/چرا دل بر این کاروانگه نهیم/که یاران برفتند و ما بر رهیم/چو باید همه در خاک رفت/خوشا آن که پاک آمد و پاک رفت/ براستی که انسان حتی مالک خودش هم نیست و این تن و بدن که شب و روز در تروخشک کردن آن میکوشد متعلق به او نیست و هر چه هست از خداست و او مالک همه چیز است حتی خود انسان. نمیبینی که نمیتوانی چند دقیقه نفس نکشی و یا قلبت را برای چند لحظه متوقف کنی و یا اگر از کار ایستاد بکارش بیندازی × ما چو ناییم و نوا در ما ز اوست / ما چو کوهیم و صدا در ما ز اوست× باد ما و بود ما از داد اوست / هستي ما جمله از ايجاد اوست× آری عزیزانم شما را چه شده که برای هر امتحانی تمام تلاش خود را بکار می گیری اما از امتحان زندگی و محاسبه آخرت غافلی؟(سوره ملک آیه 2) در اين كره خاكي براي همه انسانها به اندازه كافي جا هست، در حيرتم كه چرا برخي انسان نماها چون حيوان خون همديگر را ميريزند و حقوق همديگر را پايمال ميكنند در حالي كه خود بر آن حقوق آگاهند! آيا از سرنوشت ستمگران مسلط و صاحب قدرت تاريخ كه حالا در كُنج قبرهايشان بر پشيزي هم تسلط ندارند و خوراک موذی ترین جانوران یعنی کرمها شده اند، ياد نمي كنند و عبرت نمي گيرند؟! عاقل آن باشد كه گيرد عبرت از/مرگ ياران در بلاي محترز/استخوان و پشم آن گرگان عيان/بنگريد و پند گيريد اي مهان/عاقل از سر بنهد اين مستي و باد/چون شنيد انجام فرعونان و عاد(غافر آیه21) درسته که تنها داشتن نماز و روزه نشان مسلمانی نیست اما اهتمام به برپایی شعایر و فرامین الهی نشانه پرهیزکاری دلهاست(حج آیه32) این نماز و روزه و حج و جهاد / خود گواهی دادنست از اعتقاد. و آنکس که نمازش را ضایع کند به ضایع کردن دیگر امور گستاخ تر است.(از مجرمان پرسیده شود چه چیزی شما را به دوزخ کشانید، میگویند ما از نمازگزاران نبودیم(مدثرآیه43). بهر این آوردمان یزدان برون/ماخلقت الانس الا یعبدون(ذاریات آیه56)/عمر عزیز رفت به پایان چه میکنی/خود را اسیر و بنده شیطان چه میکنی/فرمان پنج نماز حق را مقصری/روز جزا و نوبت قیامت چه میکنی/ برای تمام حامیان و داعیان دین و اخلاق در تمام دنیا آرزوی هدایت، صبر، افزونی علم و توفیق روزافزون دارم در سایه الطاف خداوندی(ان شاء الله)/يا رب كسي كه ياد كند در دعاي خير مرا/به فضل خويش همه حاجات او به خير برآر (آمين) نظرات و انتقادات سازندۀ شما چراغ راه آینده مدیر وبلاگ است.
نام و نام خانوادگی مدیر وبلاگ : قبادکاکاخانی.
سرپرست بهداشت حرفه ای شرکت صنایع پتروشیمی کرمانشاه و مدیر کتابفروشی طاها : کرمانشاه . دولت آباد .روبروی مسجد محمد مصطفی ص 09188309845
email : dosti1359@yahoo.com
امکانات وب
ایران رمان